بند سوم:افول اقتصادی و آغاز بحران ها
در ماه مه سال ۲۰۰۷ پیش بینی ها بر این بود که نرخ رشد واقعی در مجموع کشورهای عضو سازمان همکاری ها ی اقتصادی و توسعه (OECD) در سال ۲۰۰۷ و۲۰۰۸ سالانه معادل ۲/۷ درصد خواهد بود.این نرخ رشد، از رشد سالانه ی حدود ۵ درصد در دوران به اصطلاح طلایی تا پیش از آغاز رکود بلند، بسیار کمتر است.بنا به همان پیش بینی ها نرخ رشد اقتصادی در سه منطقه بزرگ (OECD) یعنی آمریکا، ژاپن و کشورهای عضو پول واحد یورو، در سال ۲۰۰۸ به ترتیب۲/۵،۲/۱،۲/۳ درصد پیش بینی شده بود که این خود ۲/۳ درصد از رشد متوسط (OECD) کمتر بود.این پیش بینی ها قبل از شوک وام ها ی مسکن sub-prime shock در آمریکا در ماه اوت صورت گرفته بود.بانک مرکزی ژاپن در پایان ماه اکتبر ۲۰۰۷ در پیش بینی خود راجع به رشد تولید ناخالص داخلی تجدیدنظر کرد و آن را از ۲/۱ درصد به ۱/۸ درصد کاهش داد سپس در ژانویه ۲۰۰۸ دولت، باز هم در رقم پیش بینی شده در مورد نرخ رشد واقعی تجدیدنظر کرد و آن را برای سال مالی ۲۰۰۷ به ۱/۳ و برای سال ۲۰۰۸ به ۲ درصد کاهش داد.
اگرچه دولت ژاپن، در ارتباط بادرازای زمان بهبود اقتصادی که از اوایل سال ۲۰۰۲ شروع شده بود به خود افتخار می کرد اما حقیقت این است که رشد اقتصادی ژاپن هنوز بی رمق و ناپایدار و از سطح رشد اقتصادی در آمریکا و کشورهای عضو پول واحد یورو پایین تر بود.نگرانی دولت هم اکنون این است که دوره ی بهبود اقتصادی به پایان رسیده و فضای افت اقتصادی درازمدت در حال بازگشت است.
اقتصاد ژاپن تا پایان دهه ۱۹۸۸ به خاطر توان مندی هایش مورد توجه دنیا بود.این اقتصاد خسارت ناشی از شوک های نفتی اول و دوم (۱۹۸۰و۱۹۷۳) را پشت سر گذاشت و به نرخ رشدی دست یافت که از اکثر اقتصادهای پیشرفته بالاتر بود(رشد متوسط ۳/۹ درصد بین سال های ۱۹۷۴ تا ۱۹۹۰).اگرچه باید گفت که نرخ رشد ژاپن در این دوره کمتر از نصف نرخ رشدی است که این کشور در ربع چهارم قرن گذشته به آن دست یافته بود.شیوه ی ژاپنی مدیریت اقتصادی مانند شغل مادام العمر، نظام دستمزد مبتنی بر ارشدیت و وجود اتحادیه ها ی کارگری مستقر و محدود به کمپانی خاص، باعث می شد که کارگران به کمپانی وفادار باشند و این امر به رغم رشد فزاینده ارزش ین ژاپن (یک دلار ۳۶۰ ین در زمان فروپاشی سیستم برتون وودر در ۱۹۷۱، به حدود ۱ دلار ۱۰۰ ین در حال حاضر) باعث افزایش قدرت رقابتی این کمپانی ها در بازار جهانی گردید.در نتیجه ی این امر، ژاپن به طور فزاینده ای از مازاد موازنه ی تجاری برخوردار شد.در سال ۱۹۸۷ درآمد سرانه در ژاپن از درامد سرانه آمریکا پیشی گرفت و این برداشت را به وجود آورد که در دنیا ژاپن اول است.
اما اقتصاد ژاپن در دهه ۱۹۹۰ که اکنون «دهه از دست رفته» نام گرفته، به طور غیر منتظره به وخامت گرایید.نرخ رشد سالانه در این دهه به طور متوسط به یک درصد کاهش یافت و در بعضی از این سال ها این نرخ، منفی بود.«دهه از دست رفته » خود را به قرن جدید نیز امتداد داد.بهبود اقتصادی که از اوایل ۲۰۰۲ شروع شده به نظر نمی آید که دوره های باطل و ساختاری ای را که مدام زمینه های افت اقتصادی ژاپن را به وجود می آوردند، از میان برداشته باشد.بگذارید به تحلیل چها ر مشکل بزرگی بپردازیم که این دوره های باطل را ایجاد می کنند.