الف)ترکیدن حباب بزرگ و اثرات آن
وخامت شدید اقتصاد ژاپن به طور منطقی از دوباره ساختار سازی سرمایه داری این کشور در دهه ۱۹۸۰ ناشی شده است.در آن زمان شرکت های بزرگ ژاپنی بااتکا به همکاری کارگران و اتحادیه های کارگری و کاربست فناوری اطلاعاتی و سیستم های خودکار در تولید، و نیز بابه کارگیری کارگران ارزان نیمه وقت و دیگر کارگران غیردائم توانستند که مدام بر توان رقابتی خود بیافزایند.
در همان دهه، اکثر شرکت های بزرگ ژاپنی موفق شدند که قروض خود به بانک ها بپردازند.آن ها سپس به ذخیره سازی سرمایه پولی سرگردان روی آوردند بدون آنکه به همان میزان به سرمایه گذاری واقعی اقدام کند.افزون بر این، شرکت های یادشده با انتشار سهام و اوراق قرضه های قابل تبدیل در بازار سرمایه داخلی و خارجی، به مقدار ذخیره ی مالی خود افزودند.
بانک های ژاپنی، در طول تاریخ به سطح بالای پس انداز خانواده های ژاپنی (بیش از ۲۰ درصد در دهه هشتاد) اتکا داشتند و تا دهه هفتاد، بیشتر به شرکت های بزرگ وام می دادند.هنگامی که بانک ها،قرض گیرندگان سنتی و مطمئن خود (شرکت های بزرگ) را از دست دادند مجبور شدند به عرصه های جدید روی بیاورند و بنابراین به طور فزاینده ای به وام دادن به شرکت های متوسط و کوچک و همین طور به بنگاه های مستغلات و شرکت های ساختمانی روی آوردند.افزون بر این بانک های اعتبار ده به مصرف کنندگان به خصوص در شکل اعطای وام مسکن را گشترش دادند.
بلافاصله بعد از پیمان پلازا در ۱۹۸۵ که هدفش کاهش ارزش ین و افزایش دلار بود، نرخ بهره در ژاپن به شدت کاهش داده شد که این خود باعث بالا رفتن سریع سطح تقاضای داخلی گردید.در این هنگام سرمایه پولی سرگردان شرکت های بزرگ، بانک های ژاپنی و دیگر موسسات مالی به حوزه دلالی در مستقلات و بازار بورس سهام توکیو سرازیر گردید.به این گونه، بین سال های ۱۹۸۶ تا پایان دهه هشتاد، در نتیجه بورس بازی حباب بزرگی در بازار سرمایه و مستغلات شکل گرفت.این امر موجب رونق اقتصادی داخل شد، چنین می نمود این رونق نشان دهنده موفقیت آمیز بودن سیاست های اقتصادی جدید نوآزادی گرایی است.اما حباب در اوایل دهه ۱۹۹۰ ترکید .در نتیجه در اواسط همان دهه ۱۰۰۰ تریلیئن ین از ارزش دارایی ها ناپدید شد.این رقم معادل ۲/۴ برابر تولید ناخالص داخلی بود.این رقم حتی در مقایسه رکورد بزرگ ۱۹۹ که طی آن سرمایه ای معتدل ۱/۹ برابر تولید ناخالص داخلی از دست رفت، رقم بزرگی بود.سقوط شدید ارزش دارایی ها باعث شد که بانک ها و دیگر موسسات مالی با مسئله ی قرض های بد و خانواده های ژاپنی با مشکل ارزش منفی خانه روبرو شدند.افزون بر این، در ۱۹۸۹ بانک تسویه حساب های بین المللی BIS با بانک ها به ان توافق رسیده بود که آن دسته از بانک ها که در تجارت بین المللی فعال هستند می باید از سال ۱۹۹۲ به بعد، نسبت سرمایه خود را ۸ درصد بالاتر از ارزش دارایی های خود نگاه دارند.
بانک های ژاپنی بر این باور بودند که اگر ۴۵ درصد سرمایه ای را که آن ها در نتیجه افزایش ارزش سهام (تفاوت بین قیمت های جاری سهام و قیمت آن ها هنگام خرید) به دست آورده بودند، جزو سرمایه ی خود به حساب آورند، توافق یاد شده رعایت خواهد شد.اما در عمل هنگامیکه سرمایه به دست آمده که ناشی ازبالاتر رفتن ارزش سهام بود، ناپدید شد و یا در نتیجه سقوط بازار بورس توکیو سرمایه بانک ها رشد منفی یافت مشخص شد که رعایت توافق یاد شده مشکل است.بانک مرکزی ژاپن با هدف ایجاد تحرک در تقاضای داخلی و برای تخفیف دادن مشکلات بانک ها به تدریج نرخ رسمی بهره را از ۶ درصد در سال ۱۹۹۰ به ۱% در سال ۲۰۰۱ کاهش داد.
اما بانک های ژاپن در استفاده از این شرایط آسان اعتباری برای گسترش اعطای وام با مشکل روبرو بودند.زیرا سرمایه خود بانک ها از جمله به خاطر سقوط ارزش مستغلات و قیمت سهام به طور پیوسته در حال کاهش بود.بانک ها به جای گسترش دادن اعطای وام مجبور شدند که از میزان وام دهی بکاهند تا مقررات BIS را رعایت کرده باشند.از آنجا که در این دوره، مشتریان اصلی بانک ها را دفاتر تجاری متوسط و کوچک، بنگاه های معاملاتی و شرکت های ساختمانی تشکیل می دادند، تداوم مشکلات بانک ها و محدود شدن اعتبارات بانکی باعث شد که همه ی آن ها زیر فشار قرار بگیرند.به این ترتیب میزان ورشکستگی این واحدهای اقتصادی در سال های ۱۹۹۲ و ۱۹۹۴ به ۱۴۰۰۰ در هر سال رسید.این رقم در سال ۲۰۰۰ به ۱۹۰۰۰ افزایش یافت.
از آنجا که دوسوم کارگران ژاپن در موسسات متوسط و کوچک اشتغال دارند، ورشکستگی این موسسات یکی از دلایل مهم رشد بیکاری در کشور بود افزون بر این بعد از سال ۱۹۹۲ تعداد مطلق شاغلین در بخش صنعت به دلیل افزایش فعالیت های فراملی شرکت های ژاپنی به تدریج از ۲ درصد در سال ۱۹۹۰ به ۵/۷ درصد در سال ۲۰۰۷ افزایش یافت.با در نظر داشتن این واقعیت که تعریف بیکاری در ژاپن به حد افراط کوته بینانه است باور عمومی این است که آمار رسمی را باید دو برابر کرد تا این آمار با داده ها در کشورهای غربی مطابقت کن.در این صورت نرخ بیکاری در ژاپن در همان سطح اقتصادهای بی رونق اروپا خواهد بود.