کتاب ایران و روابط بین الملل محمد رسولی

ایران و روابط بین الملل-قدرت و نفوذ سیاسی

بند سوم:قدرت ونفوذ سیاسی

دهه ۷۰ (۹۰ م) همراه با پیامدهای منفی جغرافیای سیاسی (ژئوپولیتیکی) و اقتصاد جغرافیایی (ژئوکونومیکی)، دهه تنزل موقعیت سیاسی روسیه در عرصه های منطقه ای و بین الملل نیز بود. روسیه علی رغم حفظ عضویت خود در شورای امنیت سازمان ملل در بسیاری از موضوعات و مسائل بین المللی با موضع انفعال برمی گزیند و یا اینکه موضع گیری های آن (به عنوان مثال در جنگ یوگوسلاوی) به واسطه ضعف قدرت آن محلی از اعراب نمی یافت.روسیه در دوره پوتین تلاش های زیادی را برای ارتقا متزلت سیاسی خود در عرصه بین الملل از طریق مشارکت گسترده در نهادهای منطقه ای و بین المللی، پی گیری دیپلماسی فعال در عرصه خارجی و تأکید بر نقش و موقعیت خود به عنوان یکی از اعضا دائم شورای امنیت در دستور کار قرار داد. در این راستا سیاست مداران کرملین صیانت از حاکمیت و تأکید بر دیدگاه های مستقل روسیه در تحولات بین المللی را به عنوان عنصری مهم در حفظ و ارتقا موقعیت سیاسی این کشور مطمح نظر قرار دادند.به همین منظور دولت پوتین به توسعه مفهوم «مردم سالاری حاکمیتی» به عنوان اساس مفهوم ملی روسیه مجموعه ارزش های خاص خود را دارد و بر اساس آن رفتار و اقدام خواهد کرد.بر این اساس دولت پوتین برخی تعهدات پذیرفته شده از سوی روسیه در دهه ۷۰ (۹۰م) از جمله موافقت نامه گورچرنومردین (۱۳۷۱) را که به نحوی استقلال رفتاری آن در عرصه بین الملل را محدود و تأییدی بر برتری غرب در راهبرد (استراتی) امور بین الملل بود، مورد تجدید نظر قرار داد.

در سندی که در فروردین ۱۳۸۶ از سوی وزارت خارجه روسیه در خصوص اصول سیاست خارجی این کشور منتشر شد، به این مهم تأکید شد که:سیستم تک قطبی به رهبری آمریکا با ملاحظه بحران عراق در وضعیت افول قرار گرفته و به تدریج ساختار چند قطبی در حال جایگزینی آن است.

روسه تلاش می کندبا پیگیری راهبرد (استراتژی) «انزواگرایی سازنده» و تلاش برای تثبیت یک سیستم بین المللی متکثّر که در آن قدرت های نوظهور از جمله روسیه، انحصار غرب بر فرآیندهای جهانی شدن را به چالش می کشند، موقعیت سیاسی خود در عرصه بین الملل را بازیابد و یکی از پایه های اصلی نظام مدیریت جمعی جهانی باشد.روسیه طی این دوره معتقد به «وابستگی متقابل مبتنی بر چندجانبه گرایی» در فضای از همکاری ها و وابستگی های متقابل دولت – ملت ها بود که مزایای همکاری را درک می کنند و آن دولت ملت ها بدون فشار یک قدرت برتر معیارهای شناخته شده بین المللی را می پذیرند.

اقدامات روسیه طی این دوره برای اعمال تأثیر بر روندهای سیاسی موجود در حوزه خارج نزدیک (به ویژه در اکراین و گرجستان)، نقش آفرینی فعال  در پرونده هسته ای ایران و کره شمالی، پی گیری دیپلماسی فعال در موضوع استقلال کوزوو و رویکرد جدی آن به خاورمیانه نمونه هایی از تلاش این کشور برای بازیابی نفوذ سیاسی خود در حوزه های منطقه ای و عرصه بین الملل است.

از میزبانی نشست سران گروه هشت توسط روسیه در خرداد ۱۳۸۵ به عنوان مهم ترین نشانه ارتقا موقعیت سیاسی آن در عرصه بین الملل یاد می شود.روسیه در این نشست توانست در طرح بسیاری از موضواعات، بیانیه ها و اسناد نهایی اعمال تأثیر کند.سران شرکت کننده در این اجلاس به اتفاق آرا با مفاد دستور جلسه آن که از سوی روسیه مطرح و یکی از موضوعات اصلی آن بحث امنیت انرژی بود موافقت کردند.پوتین هم چنین توانست آخرین دور مذاکرات این نشست در خصوص بحران خاورمیانه را با مهارت مدیریت کند.او در این نشست بر توانمندی های جدید این سازمان به عنوان سازوکاری منحصر به فرد در  پی گیری رویکردهای مشترک، نه تنها در خصوص مسائل کلان و جهانی، بلکه در موضاعات خاص و ویژه تأکید و از این طریق تلاش کرد اصل چندجانبه گرایی در راهبرد (استراتژی) سیاست خارجی خود و همکاری با همه طرف ها، که به نحوی تأکید بر موقعیت برابر و مهم روسیه در فرآیند مدیریت امور بین الملل و ضرورت اخذ مواضع مشترک و روش هماهنگ نسبت به چالش ها و تهدید های جدید بود را مورد تأکید قرار دهد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

− 2 = 1